چیزهایی که نگفتم
شل سيلوراستاين
یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز میفروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا میرود.
مدیر فروشگاه به او میگوید: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیریم.
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟
پسر پاسخ داد که یک فروش.
مدیر با تعجب گفت: تنها یک فروش؟
بی تجربه متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند.
حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟
پسر گفت: 134999.50 دلار.
مدیر تقریبا فریاد کشید: 134999.50 دلار؟
مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه.
یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت: خلیج پشتی. من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم.
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک. پس منهم یک بلیزی 4WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.
مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟
پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس ريده شده به آخر هفته ات. بیا یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم.!!!!!!!
روزی سقراط (حکیم معروف یونانی)، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد:
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟” مرد با تعجب گفت:
خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است.”
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟ مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد، هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش “غفلت” است و باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.
منبع:http://dailytour.wordpress.com/
دلیل اصلی آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمدهی روابط ایران و غرب ، با فرانسویان بودهاست . برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در زیر فهرست شدهاند و در ادامه می آیند :
الف
· ادکلن(eau de cologne)
· اپل (épaule) به معنی شانه
· اپیدمی (épidémie)
· اتیکت (étiquette)
· اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه
· اشل (échelle) به معنی نردبان
· اکران (écran)
· اکیپ (équipe)
· املت (omelette)
· اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).
· اورژانس (urgence)
· اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.
· ایده (idée)
· آباژور (abat-jour)
· آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی
· آژان (agent)
· آژانس (agence)
· آسانسور (ascenseur)
· آلرژی (allergie)
· آمپول (ampoule)
· آناناس (ananas)
· آنکادر کردن (encadrer)
· آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.
· آوانس (avance)
ب
· باکتری (bactérie)
· بالکن (balcon)
· بانداژ (bandage)
· بلیط (billet) که در زبان فرانسه بیه تلفظ میشود
· برس (brosse)
· بروشور (brochure)
· بلوز (blouse)
· بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک
· بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.
· بوفه (buffet)
· بولتن (bulletin)
· بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!
· بیگودی (bigoudis)
پ
· پاپیون (papillon) به معنی پروانه
· پاتیناژ (patinage)
· پاساژ (passage)
· پاندول (pendule)
· پانسمان (pansement)
· پاویون (pavillon)
· پروژه (projet)
· پروسه (process)
· پلاک (plaque)
· پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
· پماد (pommade)
· پنس (pinces)
· پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.
· پونز (punaise)
· پوئن (point) به معنای امتیاز
· پیژامه (pyjama)
· پیست (piste)
ت
· تابلو (tableau)
· تن ماهی(thon)
· توالت (toilette)
· تومور (tumeur)
· تیره یا خط تیره (tiret)
· تیراژ (tirage)
د
· دز (dose)
· دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است
· دیسک (disque)
· دیسکت (disquette)
ر
· رادیاتور (radiateur)
· رژیم (régime)
· رفراندوم (référendum)
· رفوزه (refusé)
· روبان (ruban)
· روبدشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.
ژ
· ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.
· ژانر (genre)
· ژست (geste)
· ژله (gelée)
· ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
· ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.
· ژیله (gilet)
س
· ساتن (satin)
· سالن (salon)
· سس (sauce)
· سنکوپ (Syncope)
· سوتین (soutien gorge)
· سوژه (sujet)
ش
· شاپو (chapeau)
· شارلاتان (charlatan)
· شاسی (châssis)
· شال (châle)
· شانس (chance)
· شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است
· شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است
· شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.
· شوفاژ (chauffage)
· شوفر (Chauffeur)
· شومینه (cheminée)
ص
· صابون (savon)
· صندل (sandale)
ط
· طلق (talc)
ف
· فابریک (fabrique) به معنی کارخانه
· فلش (flèche)
· فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.
ک
· کاپوت (capot)
· کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه
· کاسکت (Casquette)
· کافه (café)
· کافه گلاسه (café glacé)
· کامیون (camion)
· کامیونت (camionnette)
· کاناپه (canapé)
· کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.
· کراوات (cravate)
· کرست (corset)
· کریدور (corridor)
· کلیه (Collier) به معنی گردنبند و cou به معنی گردن است.
· کمدی (comédie)
· کنسانتره (concentré)
· کنسرو (conserve)
· کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است
· کنکور (concours)
· کودتا (Coup d'État)
· کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار میرود.
· کورس (course)
· کوسن (coussin) به معنی نازبالش
گ
· گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است
· گارسون (garçon)
· گیشه (guichet)
ل
· لژ (loge)
· لوستر (lustre)
· لیسانس (licence)
م
· مامان
· مانتو (manteau)
· مانکن (mannequin)
· مایو (maillot)
· مبل (meuble)
· مرسی (merci)
· مزون (maison) به معنی خانه است
· مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.
· موزه (musée)
· موکت (moquette)
· میزانسن (mise en scene)
· میلیارد (milliard)
ن
· نایلون (nylon)
و
· وانیل (vanille)
· ویتامین (vitamine)
· ویترین (vitrine)
· ویراژ (virage)
چرچيل
*****************************************************
سزای همنشینی با خر ...
یکی بود یکی نبود،غیر از خدا هیچ کس نبود.
در یک چمنزاری خرها و زنبورها زندگی می کردند.روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گل های کوچکش مشغول مکیدن شیره بود،می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندان های خر اسیر و مردنی می بیند،زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندان هایش بیرون می پرد.خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کرد،عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند. زنبور به کندویشان پناه می برد.
به صدای عربده خر،ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد.خر می گوید:زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است، باید او را بکشم.ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند.
سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندان های خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است.
ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد،از خر عذر خواهی می کند و می گوید:
شما بفرمايید من این زنبور را مجازات می کنم.خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نخیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند.زنبور با آه و زاری می گوید:
قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم . آیا حکم اعدام برایم عادلانه است؟
ملکه با تاسف فراوان می گوید:می دانم که مرگ حق تو نیست ؛
اما گناه تو اين است كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمند و سزای کسی که با خر طرف شود ،همین است.
منبع: ابوالقاسم مودودی




